سه خرافه عامل اسلام هراسی در غرب است

تحلیل گر آمریکایی:سه خرافه عامل اسلام هراسی در غرب است
باورهایی چون خشونت ریشه در اسلام دارد ، تمایل به کشورگشایی و قابل اعتماد نبودن مسلمانانٰ سه خرافه ای است که پایه های اسلام هراسی در غرب را تشکیل می دهد.
چه بسا بسیاری از مسلمانان اطلاعات زیادی از حماسه "رونالد" یکی از مهمترین منابع تاریخی غرب در بیان تاریخ جنگ های صلیبی که نمونه ای از رساترین تعبیرها از احساسات مردم اروپا در مورد مسلمانان در زمان جنگ های صلیبی به شمار می رود، نداشته باشند.
اروپائیان در آن زمان مسلمانان را کفاری می پنداشتند که با حیله گری به باقی مانده ارتش فرانسه هجوم آوردند و "رونالد" برادر "شارلمان" امپراطور فرانسه را به همراه صدها نفر از ارتش وی قتل عام کردند و شارلمان چاره ای جز این نداشت که به سرعت با حمله صلیبی به منظور خونخواهی برادر به سوی مسلمانان حرکت کرده و دژهای آنها را در هم شکسته و آنها را شکست دهد.
حماسه رونالد در همه دانشکده ها و دانشگاه های غربی، به عنوان منبع اصلی پژوهش های تمدن غربی شناخته شده است؛ به گونه ای که هر پژوهشگری برای اطلاع از جنگ های صلیبی که در سال ۱۰۹۴ آغاز شد به این حماسه رجوع می کند.
نکته مهم تر آن است که نسل های متعددی از مسیحیان و یهودیان با خواندن این حماسه با احساس تنفر از مسلمانان رشد یافته و هم اکنون نیز به مسلمانان به چشم همان دشمنان حیله گری می نگرند که از روز نخست در پی تهدید پایه های تمدن غربی بوده اند،
اما آنچه که بسیاری از افراد از آن بی اطلاعند آن است که حماسه رونالد بر اساس افسانه های دروغین پایه گذاری شده است.
"جان فیفر" یکی از کارشناسان سیاست امور خارجه آمریکا وابسته به مرکز پژوهش های سیاسی واشنگتن از این موضوع پرده بر داشته و به تحلیل و بررسی آن می پردازد.
وی در مقاله اخیر خود با عنوان "اکاذیب حماسه رونالد بر اساس افسانه های دروغین پایه گذاری شده است.اسلام هراسی" که در پایگاه اینترنتی "Foreign Policy In Focus" منتشر شد با محکوم کردن دروغ ها و خرافه هایی که غرب در مورد هراس از اسلام رواج می دهد این مسئله را از لحاظ تاریخی مورد تحلیل قرار می دهد.
وی در این مقاله از حماسه رونالد آغاز کرده و تاکید می کند: اصل این حماسه بر پایه دروغ است زیرا سپاهی که به رونالد و سربازان فرانسوی وی حمله کرد مسلمانان نبودند بلکه این حمله در سال ۷۷۸ توسط فرانسوی های مسیحی "باسک" اسپانیا و در پاسخ به حمله "شارلمان" به شهر "پامپلونا" در اسپانیا رخ داد که برخلاف آنچه در این حماسه آمده، درگیری کوچکی شبیه دیگر درگیری هایی بود که در قرون وسطی در اسپانیا اتفاق می افتاد.
فیفر می نویسد: جنگ های صلیبی حدود سه قرن بعد با آماده شدن پادشاهان و پاپ ها و ایرانیان برای آغاز نخستین جنگ صلیبی آغاز شد.
وی با بیان این که غرب همچنان به جنگ های صلیبی به عنوان نوعی جنگ تمدن ها بین پیروان عیسی و پیروان محمد می نگرد، می افزاید: در روایت های مردمی از جنگ های صلیبی، "مسلمان" جایگزین بسیاری از دشمنان مسیحیت از یهود گرفته تا زنادقه شدند و در بسیاری از روایت ها با هدف شدت دادن به دشمنی با مسلمانان در غرب، همه دشمنان مسیحیان در جنگ های صلیبی را مسلمان خواندند و همه جنایات آنها را به مسلمانان نسبت دادند که این امر تغییر و تحریف تاریخ شد.
این مسئله تنها در جنگ های صلیبی خلاصه نمی شود و سالها بعد در دوران جنگ سرد نیز افسانه سرایان در واشنگتن به اقدامی مشابه دست زدند.
آنها افرادی را که ملحد شناخته می شدند با مجموعه ای کاملا متفاوت جایگزین کردند تا این درگیری ها را حماسه ای بزرگ بین نیروهای آزاده و شر بنمایانند و آن را به مکان هایی دور دست چون ایران، ویتنام و گواتمالا منتقل کنند.
در سال های اخیر نیز حکومت بوش بار دیگر این کار را تکرار کرد این گونه که های مردمی از جنگ های صلیبی مسلمان جایگزین بسیاری از دشمنان مسیحیت از یهود گرفته تا زنادقه شدند و در بسیاری از روایت ها با هدف شدت دادن به دشمنی با مسلمانان در غرب، همه دشمنان مسیحیان در جنگ های صلیبی را مسلمان خواندند و همه جنایات آنها را به مسلمانان نسبت دادند.برای تبرئه خود از جنگ عراق و تهدید نظام سوریه تلاش کرد، اعراب را مسلمانانی افراطی و تشنه خون معرفی کند.
فیفر با تاکید بر این مطلب که این گونه افسانه سرایی ها هم اکنون نیز ادامه دارد می نویسد: هراس شبه بیماری است  که ایالات متحده را در بر گرفته است و  امروزه در بدترین حالت خود قرار دارد.
این تندروی ها نسبت به اسلام در کاریکاتورهای موهنشان علیه اسلام نمایان است و ایالات متحده را در مرز خطرناکی قرار می دهد و با وجود این که پس از حادثه انفجار لندن در سال ۲۰۰۵ حمله تروریستی بزرگی در ایالات متحده و اروپا واقع نشده است  لحن شان در مخالفت با اسلام شدت بیشتری پیدا کرده و جرایم علیه مسلمانان افزایش یافته است.
آمریکایی ها و اروپائیان از زمان دروغ بزرگ "حماسه رونالد"، به این هراس و دورغ ها خو گرفته اند و گویی که حافظه آنها در قرن یازدهم میلادی متوقف شده است و در معرکه ای ابدی بین خود و مسلمانان باقی مانده اند و با وجود پایان یافتن جنگ های صلیبی از قرن نوزدهم هنوز هم مسلمانان را دشمن خود می پندارند.
پس از پایان یافتن جنگ سرد در سال ۱۹۹۱ مسلمانان جای دشمن کمونیست شوروی را گرفتند و این جنگ با نام جنگ جهانی علیه تروریست در مناطقی چون افغانستان، عراق، یمن، پاکستان و غیره ادامه دارد.
کارشناس سیاست خارجه آمریکا با بیان این که کینه غرب از عقده جنگ های صلیبی و خرافه های ساختگی هرگز پایان نمی پذیرد، می نویسد: این هراس بیمار گونه از اسلام تا کنون هیچ دستاوردی جز ایجاد خشم در مناطق مختلف جهان و به هدر رفتن بسیاری از اموال و ثروت ها نداشته است.
فیفر هراس از اسلام را هراسی غیر عقلانی خوانده و می افزاید: حتی اگر برخی از مسلمانان به اقدامات تروریستی دست بزنند و حتی اگر در گروه های تروریستی به اجرای طرح های تروریستی بپردازند، بازهم نباید این اقدامات را به همه مسلمانان نسبت داد و اسلام را محکوم کرد.
فیفر در ادامه به بیان سه خرافه مبنی بر این که مسلمانان ذاتا خشونت طلبند، مسلمانان خواهان سیطره بر همه جهانند و هرگز نمی توان به مسلمانان اعتماد کرد پرداخته و این سه خرافه را عامل ایجاد نفرت نسبت به مسلمانان در غرب می خواند.
فیفر در ادامه این مقاله آورده است: این بیان که اسلام دین شمشیر است خرافه ای است  که ادب و هنر صلیبی همواره از آن مدد جسته و به تحریف واقعیت پرداخته است، زیرا هرگز نمی توان اقدامات مسلمانان در کشتن مسیحیان در جنگ های صلیبی را با جنایاتی که صلیبیان در قبال مسلمانان انجام دادند و کشتارهای وحشیانه ای که در برابر اهالی قدس در سال ۱۰۹۹ انجام دادند مقایسه کرد.
صلیبیان در حمله به قدس حمام خون به راه انداختند به گونه ای که خیابان ها با کشته شدگان پوشیده شده بود و اندک مسلمانانی که از این قتلگاه نجات یافتند مجبور بودند جنازه های کشته شدگان را به خارج از شهر پس از زمان پایان یافتن جنگ سرد در سال ۱۹۹۱ مسلمانان جای دشمن کمونیست شوروی را گرفتند و این جنگ با نام جنگ جهانی علیه تروریست در مناطقی چون افغانستان، عراق، یمن، پاکستان و غیره ادامه دارد.منتقل کرده و آنها را بسوزانند در همین زمان یهودیان نیز سرنوشت مشابهی در دست صلیبی ها داشتند و بسیاری از آنها سوخته شده و یا در معبد بزرگ گردن زده شدند.
این در حالی است که اگر به چهارصد سال پیش از جنگ های صلیبی باز گردیم شاهد عکس این قضیه هستیم و می بینیم نه تنها عمر بن خطاب خلیفه مسلمانان بدون شمشیر وارد قدس شد بلکه عهد نامه ای را مبنی بر این که هیچ یک از مسیحیان را وادار به پذیرش اسلام نخواهد کرد، امضا نمود.
"بات روبرتسون" در سال ۲۰۰۵ اعلام کرد: اسلام پیروان خود را به خشونت دعوت می کند و سرهنگ جیری کاری که در زمان کارتر در ارتش آمریکا خدمت می کرد نیز قرآن را معلم خشونت خواند و گفت: حتی مسلمانانی که خود را میانه رو می دانند نیز به خشونت ایمان داشته و خود را به آن آراسته اند.
فیفر خرافه دوم را اندیشه مسلمانان در حاکمیت بر جهان معرفی کرده و آن را بهانه ای برای توجیه خشونت ها و اعمال وحشیانه صلیبیان در کشتار مسلمانان می داند.
وی در این رابطه می نویسد: درست است که حکومت اسلامی در روزهای نخست توسعه یافت اما در زمان جنگ های صلیبی اندیشه توسعه طلبانه ای وجود نداشت بلکه بر عکس یکی از اهداف جنگ های صلیبی تمایل پاپ در توسعه نفوذ خود در جای جای زمین بود و حتی در جنگ صلیبی پنجم برخی از صلیبی ها تلاش کردند با به کار گیری قدرت مسلمانان را از دین خود بازگردانند.
غرب همچنان به این خرافه پایبند است و "بامیلا گیلر" تدوین گر تند رو آمریکایی به همین دلیل قدیمی نسبت به ساخت مسجد گراوند زیرو هشدار می دهد و تصریح می کند: اسلام دین سیاسی با اهداف توسعه طلبی و حاکمیت است و هدف نهایی آن حاکمیت بر همه جهان است.
جان فیفر معتقد است: دو خرافه خشونت ریشه دار در اسلام و تمایل به توسعه منجر به این نکته می شوند که مسلمانان قابل اعتماد نیستند که این خود خرافه سوم را تشکیل می دهد.
از نظر جان فیفر با ایجاد خلط بین گروه های معینی از افراط گرایان اسلامی و دین اسلام در زمان ما این اسطوره های سه گانه به اوج خود رسیده اند.
"بیل اوریلی" با بیان این جمله که تهدید اسلام برای عالم، تهدید کمی نیست وبلکه در نهایت جدیت قرار دارد نمونه ای از این تفکر صلیبی را  بیان می کند. در همین راستا"ژنرال ویلیام پویکین" معاون وزیر دفاع امریکا در امور اطلاعات نیز در سخنانی توهین آمیز در سخنرانی مشهوری در سال ۲۰۰۳، صراحتا همگان را به برداشتن سلاح در برابر مسلمانان و به امر خداوند فرا می خواند.
خرافاتی که غرب در ارتباط با اسلام هرگز نمی توان اقدامات مسلمانان در کشتن مسیحیان در جنگ های صلیبی را با جنایاتی که صلیبیان در قبال مسلمانان انجام دادند و کشتارهای وحشیانه ای که در برابر اهالی قدس در سال ۱۰۹۹ انجام دادند مقایسه کرد.می گوید در زمان جنگ سرد در ارتباط با اتحاد جماهیر شوروی گفته می شد.
در آن زمان اتحاد جماهیر شوروی دشمنی با توحش منحصر به فرد معرفی شد که برای حاکمیت بر جهان و نشر ایدئولوژی خود می جنگد؛ دشمنی که نمی توان بر ادعایش مبنی بر همزیستی مسالمت آمیز اعتماد کرد و خطری برای تمدن غرب به شمار می رود،با این تفاوت که غرب در آن زمان به این اصل پناه برد که دشمن دشمن من دوست من محسوب می شود و به همین دلیل از گروههای تندروی  مسلمان برای دستیابی به مقاصد خود و از جمله مبارزه با کمونیست بهره برد.
چنانچه "روبرت درایفوس" در کتاب خود با عنوان "بازیچه شیطان" در بیان تفاصیل قیام ایالات متحده در برابر شوروی، سرمایه گذاری بر مجاهدین در افغانستان را یکی از روش های مبارزه علیه کمونیست در جهان اسلام معرفی می کند.
علی رغم سقوط ناگهانی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱ بسیاری از اندیشمندانی که موسس این خرافات در مورد کمونیست بودند به کار خود ادامه داده و تنها جای دشمن خود را از کمونیست به اسلام تعویض کردند.
فیفر در ادامه می نویسد: برخی اسلام را به کمونیست چسبانده و آن را با همان صفات توصیف می کنند و معتقدند اسلام توسعه طلب همچون کمونیست توسعه طلب است.
در این حال بر اساس مکتب "اسلام فاشیستی"افرادی چون "نورمن پودهورتز"، "دیوید هورویتز"، "بیل اورایلی" و "بامیلا گیلر" اسلام با صفت فاشیست خوانده می شود و افراط گرایان افرادی چون کمونیست ها توصیف می شود.
در این حال "پل برمان" ادیشمند لیبرال راست گرا تلاش می کند تا اثبات کند که مسلمانان میانه روهمان افراطیون در لباس اصلاح طلب هستند.
فیفر معتقد است: همانگونه که حکومت آمریکا در مبارزه با کمونیست شکست خورد زیرا بین "لیونید برژنف" کمونیست تندرو و "میخائیل گورباچوف" کمونیست اصلاح گرا تفاوتی قائل نشد در مبارزه با اسلام نیز شکست خواهد خورد اگر بین مسلمانان افراط گرا و مسلمانان میانه رو تفاوتی قائل نشود و با همان نگاهی که در طول جنگ سرد به ملت شوروی سابق می نگریست به مسلمانان بنگرد و ریشه های تروریست را در اسلام ببیند و نه در رفتار برخی از مسلمانان.
فیفر در مقاله خود به برخی بازی های سیاسی در آمریکا توجه کرده و می نویسد: اوباما در طول تبلیغات انتخاباتی همواره بر هویت مسیحی خود تاکید می کرد، اما بسیار دیده شد که با وجود دوری کردن از مساجد و سعی در پاک کردن پیشینه اسلامی خود، در کنیسه ها به نماز می ایستاد؛ در این حال رقبای وی در رقابت های دو خرافه خشونت ریشه دار در اسلام و تمایل به توسعه منجر به این نکته می شوند که مسلمانان قابل اعتماد نیستند که این خود خرافه سوم را تشکیل می دهد.انتخاباتی بعد وی را به نام حسین خوانده و بر پیشینه اسلامی وی و برخی مهربانی های ظاهری او با ملت فلسطین تاکید کرده و سعی کردند مجامع لیبرال را بر علیه رئیس جمهور تحریک کنند.
اوباما به محض ورود به حکومت به دست گرفتن قدرت اعلام کرد از سیاست بوش در برابر جهان اسلام کناره می گیرد و از تصمیم خود برای خارج ساختن نیروهای آمریکایی از عراق و افغانستان خبر داد و در ظاهر تلاش کرد نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی را بر متوقف ساختن شهرک سازی ها و بازگشت به مذاکرات متقاعد سازد (این در حالی بود که هیچ اقدام موثری در این رابطه مانند متوقف ساختن فروش اسلحه به اسرائیل انجام نشد).
اما وی پس از چندی در سخنرانی مشهور در قاهره در سال ۲۰۰۹ از همان اصطلاح بوش یعنی جنگ جهانی با تروریسم استفاده کرد و اکنون پس از گذشت حدود دوسال از ریاست جمهوری اوباما، همچنان نیروهای آمریکایی در افغانستان به سر می برند و حملات به مرزهای پاکستان توسط هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی افزایش یافته است. هم اکنون نیروهای آمریکایی در ۷۵ کشور در اطراف جهان پراکنده هستند یعنی ۱۵ کشور بیش از آنچه در زمان بوش اتفاق افتاده بود. زندان گوانتانامو همچنان باز است و واشنگتن هم چنان به عملیت های امنیتی و ترور های خود ادامه می دهد.
بیشترین کسانی که در عملیات های نظامی کشته می شوند مسلمانان هستند، بیشتر دستگیر شدگانی که مورد پیگرد و بازجویی واقع شده اند مسلمانان هستند، بیشتر خانه هایی که ویران شده است از آن مسلمانان بوده است و به نظر فیفر این چنین سخنرانی ها و اقدامات صلیبی منجر به بی اعتمادی بسیار مردم در کشورهای اسلامی به اوباما در مقایسه با آغاز دوره ریاست جمهوری اوست.
فیفرعملیات های تروریستی را که امروز از جانب برخی از مسلمانان در غرب رخ می دهد  نوعی انتقام از آنچه که ایالات متحده از زمان حادثه یازده سپتامبر تا کنون در کشورهای اسلامی انجام داده است توصیف می کند و معتقد است: بسیاری از مسلمانان سیاست های اوباما را در امتداد سیاست های بوش می بینند.
فیفر مقاله خود را با هشدار نسبت به ادامه اسلام هراسی در غرب پایان می دهد و می نویسد: باید آرزو کنیم موج دوم از جنگ های صلیبی و عصر ظلمتی که خود را در آن قرار داده ایم عمری کوتاه تر از جنگ های صلیبی نخستین که صدها سال ادامه یافت داشته باشد.

 

سرگذشت زنان مسلمان شده آمریکا با عنوان جدید منتشر شد


 

فتوا دادن محمد ص از نگاه دکتر شریعتی


شریعتی و اسلام سیاسی


 

سازمان و تشكیلات مسلمانان


اسماعیلت را قربانی کن .


سلامت معنوی


مدعیان مهدویت ؛ شلمغانی


مردان مریخی زنان ونوسی


اندیشه دینی


پیروان ادیان: تقابل، تحمل یا همزیستی؟



مرگ ابتدای سفر آخرت


اندیشه دینی


گفتگوی دوست داشتنی ما با خدا (حتما بخوانید)


 

چرا حضرت معصومه ازدواج نکرد؟